سديد الدين محمد عوفى
274
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
باشد كه مردم را « 1 » در شهر مالى « 2 » حاصل باشد « 3 » و اگر تو به حضرت معاودت نمايى ترا « 4 » در مدتى نزديك شغلى نيكو فرمايد اينجا چرا مقام مىكنى ؟ من گفتم : مقام من « 5 » موقوف فرمان تست . گفت كه : خط كاتب خود به من ده كه از عهدهء حساب بيرون آمدم و تو به مباركى « 6 » به فلانجا « 7 » منزل كن . پس كاتب خود را حاضر كردم و چنان كه گفت بكردم و روز ديگر به اجازت او منزل گزيدم « 8 » و او مرا گفت : تو منزل كوتاهتر كن تا بدرقه به تو رسد كه راه مخوفست . و چون به منزل فرود آمدم طايفهء سواران را ديدم كه برسيدند « 9 » . گمان بردم كه مگر بدرقه باشد . غلامان من گفتند كه : احمد خالدست . هراسى « 10 » بر من غالب گشت و انديشه كردم كه مگر به جهت « 11 » آن « 12 » آمده است تا مرا بگيرد و تمامت مال من بستاند « 13 » ، چه داند كه آنچه داشتهام « 14 » با خود همراه كرده باشم « 15 » . همچنان در خوف به پيش او بازرفتم و سلام گفتم . به بشاشتى هرچه تمامتر جواب سلام من بازداد و گفت : جاى « 16 » خالى كن . در آن حال عقل از من برميد و ظن « 17 » به درجهء يقين انجاميد « 18 » كه هر آينه « 19 » مرا بخواهد گرفت « 20 » . جاى « 21 » خالى كردم ، گفت مىدانم كه مدتى « 22 » نزديكست « 23 » كه تو به مصر آمدهاى و فايده بيشتر برنگرفته و آنچه در نوبت عمل خود
--> ( 1 ) بنياد - را ( 2 ) متن و مج : مالش ، بنياد : ما كسى ، مپ 2 - اين آب و هوا وقتى مهنا باشد كه مردم را در شهر مالى ، تصحيح قياسى است ( 3 ) مپ 2 - حاصل باشد ( 4 ) متن - ترا ( 5 ) متن : بر ( 6 ) مج - به مباركى ( 7 ) بنياد - به فلانجا ( 8 ) متن و مپ 2 - و تو به مباركى به فلان . . . منزل گزيدم ( 9 ) مپ 2 - كه برسيدند ( 10 ) مج : خوف و هراس ( 11 ) مپ 2 - و انديشه كردم كه مگر به جهت ( 12 ) مپ 2 : گفتم ( 13 ) متن + او ( 14 ) مج : داشتم ( 15 ) بنياد : كردهام ( 16 ) مپ 2 - و تمامت مال من بستاند . . . باشم ، بنياد : مجلس ، مج - جاى ( 17 ) مج و بنياد + تخمين ( 18 ) مپ 2 - در آن حال عقل . . . انجاميد ( 19 ) مپ 2 : گفتم يقين شد كه ( 20 ) متن + من ( 21 ) مپ 2 : چون ( 22 ) مج و بنياد : مدت ( 23 ) مپ 2 : اندكست